ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

  • بخش دوم گفت و گوی دکتر حسینی با خبرگزاری فارس - 2 اسفند 1393

    وزیر سابق امور اقتصادی و دارایی با اشاره به مشکلات و نقایص نحوه تامین مالی دولت و اتکا به درآمد‌های نفتی، معتقد است اگر می‌خواهیم از این نوع مسائل خلاص شویم،‌ قبل از اینکه به فکر اصلاح درآمدها باشیم، باید شیوه اجرای پروژه‌های عمرانی و خدمات اجتماعی را اصلاح کنیم.

  • مصاحبه دکتر حسینی با خبرگزاری فارس در خصوص اقتصاد بدون نفت - ۱۸ اسفند ۱۳۹۳

    وزیر سابق اقتصاد در فرازهای پایانی سال به گفت و گو با خبرنگاران فارس نشست، گفت‌و‌گویی که در بخش اول نگرانی سید شمس‌الدین حسینی را نه فقط به عنوان وزیر اقتصاد سابق که به عنوان یک اقتصاددان از تبعات چاپ اسکناس بدون پشتوانه با عناوین برداشت 4،2 میلیارد دلاری از صندوق توسعه ملی یا 1،2 میلیارد دلاری درآمد بلوکه شده نفت انعکاس می داد و در بخش دوم به انتقادات مطرح به این نظرات پاسخ داد، انتقاداتی که عنوان می کرد در شرایط ناگزیر تحریم راه چاره چیست؟ در عین حال وزیر سابق اقتصاد در بخش سوم که باید اذعان کرد با فاصله زمانی زیاد به دلیل مشغله کاری گروه اقتصادی آماده انتشار شد، به بحث زنده‌ای درباره اقتصاد بدون نفت پرداخته است.

No result...

مصاحبه دکتر حسینی با روزنامه جهان صنعت - ویژه نامه نوروز 1396

 

- تا پیش از معرفی شما به عنوان وزیر اقتصاد در دولت احمدی نژاد، جنابعالی پست مدیریتی و اجرایی در سطح کلان بر عهده نداشتید و تنها به کارهای مطالعاتی و هماهنگی می پرداختید. چه شد که به این نتیجه رسیدید که می توانید در اداره ی اقتصاد کشور ورود کنید؟

- آشنایی بنده با آقای احمدی نژاد از زاویه ی کارهای مطالعاتی بود. خاطرم هست آذر ماه سال 86 بود که دوستان و همکاران من در وزارت بازرگانی مرا به جلسه ای با حضور آقای احمدی‌نژاد دعوت کردند. بنده به اتفاق دو تن از همکاران در این جلسه که با موضوع چگونگی مقابله با تورم برگزار شده بود شرکت کردم.  در آنجا با ایشان آشنا شدم.

بعدها در جلسات مربوط به طرح تحول اقتصادی که در حضور ایشان تشکیل می‌شد هم شرکت داشتم. طولی نکشید که به عنوان دبیر طرح تحول اقتصادی منصوب شدم و این خود باعث آشنایی بیشتر ما شد. در این میان، هم  نسبت به من آشنایی بیشتری پیدا شد و هم من از  دغدغه های آقای احمدی نژاد بیشتر مطلع شدم و اینها مقدمه‌ای شد تا پیشنهاد وزارت به بنده داده شود و من هم با توجه به اینکه احساس می‌کردم می‌توانم با مطالعه و شناختی که نسبت به اقتصاد ایران دارم و از حضور دوستانی که در این حوزه فعالیت کمک بگیرم، این پیشنهاد را پذیرفتم.

 

- در حالی که رشد اقتصادی سال 91 ایران 5.4- درصد بود، جنابعالی و آقای احمدی نژاد اعلام کردید که در این سال رشد خوبی داشته ایم. شما این موضوع را در برنامه ی پایش در 5 آبان 92 پذیرفتید و تاکید کردید که در آن سال این رشد منفی بوده است. سوال اینست که چرا در آن دوران این رشد منفی حاصل شد و از طرف دیگر چرا اطلاعات غیر واقعی به مردم داده شد؟ حال برداشت خود را از این رشد اقتصادی منفی که باعث شد لطمات جبران ناپذیری بر بدنه ی اقتصاد وارد شود بیان کنید.

- این خیلی مهم است که افراد صاحب قلم و کسانی که قصد دارند کار اندیشه‌ای انجام دهند دچار نوعی سوءگیری و سمت‌گیری نشوند.  چون سمت و سو گرفتن آفت کار اطلاع رسانی است. با توجه به اینکه هم اکنون در سال ۹۵ قرار داریم  آیا می توانید بگویید آمار و ارقام نرخ رشد اقتصادی در سال ۹۴ چه قدر بوده‌است؟ چطور بانک مرکزی آمار رشد سال ۱۳۹۵ را اعلام می‌کند در حالی‌که این آمار را برای سال ۹۴ منتشر نکرده‌ است؟ چرا رسانه ها در این مورد سکوت کردند؟

چرا برخی رسانه ها  با پایان دوران دولت دهم یعنی در مرداد سال ۹۲ نسبت به اعلام نشدن آمار رشد در سال ۹۱ یعنی ۴ ماه قبل از آن واکنش نشان می دادند؟ در حالی که هم اکنون در اسفندماه سال ۹۵ به سر می بریم ولی هنوز آمار رشد اقتصادی سال ۱۳۹۴ اعلام نشده است و همان رسانه‌ها سکوت می‌کنند.

در واقع اگر بخواهیم دولت دهم و یازدهم را با هم مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که دولت دهم در ارائه آمار و ارقام خیلی شفاف‌‌تر و به‌روز تر عمل کرده‌است. در دولت قبل هیچ‌گاه‌ آماری از سوی دولت‌مردان  قبل از انتشار از سوی مرکز آمار و بانک مرکزی اعلام نمی‌شد، در حالی که هم‌اکنون که آمار رشد سال ۱۳۹۴ اعلام نشده، آمار رشد اقتصادی سال ۹۵ را اعلام می‌‌‌کنند و دولت‌مردان در اعلام آمار از نهادهای آماری سبقت می‌گیرند. جالب است که هنوز برخی رسانه‌ها دولت سابق را بازخواست می‌کنند که چرا آمار رشد سال ۱۳۹۱ را چهار ماه دیر منتشر کردند.

حال بپردازیم به موضوعی که مطرح فرمودید. اگر شما رشد را به تفکیک بخش‌ها بررسی کنید متوجه می شوید آمار رشد اقتصادی سال ۹۱ که 6.8- درصد اعلام شده بود، ناشی از کاهش شدید فروش نفت بوده که عاملی برون‌زا بوده است. یعنی رشد بخش نفت در سال 91، 38-  درصد بوده است و رشد بخش غیر‌نفتی کمتر از یک درصد منفی بوده‌است، لذا می‌بینید که اتفاقا هیچ ضایعه جبران‌ناپذیری هم به اقتصاد کشور وارد نشده است. در اثر تحریم های صورت گرفته  صادرات نفت کم شده و کاهش شدید رشد بخش نفت بر روی رشد کل اقتصاد اثر خود را گذاشته است. کمااینکه شما می‌بینید بعد از اینکه به هر دلیلی این محدودیت‌ برطرف می‌شود رشد اقتصادی به سطح قبل آن بر می‌گردد.

جالب است بدانید که در دولت نهم و دهم  که خیلی آن را دولتی نفتی تلقی می‌کنند رشد اقتصادی بدون نفت به مراتب بیشتر از رشد اقتصادی همراه با نفت بوده است و این نشان‌دهنده این است که اگر مشکلی در رشد اقتصادی وجود داشته به تحریم ها مرتبط بوده است که حتی امروز دولت یازدهم هم نسبت به ظالمانه بودن تحریم‌های آن دوران  اشاره می‌کند. من بارها گفتم که دوستان بعد از سه، چهار سال اداره کشور با واقعیت‌ها آشناتر شده و نسبت به تفاوت‌ها آگاه‌تر شده‌اند.

اگر مقایسه‌ای بین رشد اقتصادی صورت بگیرد باید گفت پایین‌ترین رشد اقتصادی در بین دولت‌ها، در دولت یازدهم رخ داده است.

- با این حال بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند دولت یازدهم گریبانگیر بسیاری از مشکلات و معضلاتی بود که ریشه در دولت نهم و دهم  داشته است و میراث دولت قبل بوده است و این باعث می شود مدت طولانی را به احیای اوضاع بپردازد. نظر شما این گونه نیست؟

- هم اکنون که در حال صحبت در این مورد هستیم باید توجه داشت که  سه سال و نیم از روی کار آمدن دولت یازدهم و پایان دولت دهم گذشته است که قریب به ۱۲۰۰ روز می‌شود ببینید که ۱۲۰۰ چند برابر بازه‌ای 100 روزه‌ای  است که توسط دولت یازدهم اعلام شده بود که قرار بود به احیای اقتصاد کشور بپردازند. اگر دولت نمی‌توانست در این بازه بیماری اقتصاد را معالجه کند نباید چنین قولی به مردم می‌داد.

بر اساس آمار رسمی که اعلام شده در کل سه سال اولیه دولت یازدهم مجموع رشد اقتصادی برابر 0.3 درصد بوده است و در دولت آقای احمدی نژاد با در نظر گرفتن تمام تحریم‌های آن دوران برابر 3.2 دهم درصد بوده است.

 

- ولی باید این نکته را در نظر گرفت که رشد منفی را به مثبت تبدیل کرده اند.

- اتفاقاً یکی از اشتباهات همین جاست. زمانی که از برخی مقامات دولت یازدهم سوال می‌شود، آیا رشد اقتصادی صفر درصدی یک دست‌آورد به شمار می‌رود، در پاسخ می‌گویند بله. در حالی که این حرف غلط است، زیرا رشد صفر به این مفهوم است که امسال مشابه سال قبل تولید داشته ایم، پس هیچ بهبودی اتفاق نیفتاده‌است.

این را در نظر داشته باشید که در سال ۹۲ رشد اقتصادی برابر 1.9- درصد بوده است. حال به نظر شما آیا عملکرد تولید در سال منفی ۱.۹ درصد در سال ۹۲ بهتر بوده‌است یا عملکرد آن در سال ۹۱ با رشد منفی ۶.۸ درصد؟ اگر به خاطر داشته‌باشیم که رشد هر سال نسبت به سال قبل سنجیده می‌شود، این بدان معنا است که دولت یازدهم نتوانسته است تولید سال ۹۲ را حتی در سطح تولید سال ۱۳۹۱ حفظ کند و میزان تولید سال ۹۲ از از سال ۹۱ کمتر بوده است. لذا طرح این مسائل که سرعت رکود را کند کرده‌ایم، به نوعی سوء تفسیر آمارها است.

حال باید از این زاویه نگاه کرد که آیا کسانی که دولت را تحویل گرفتند و شعار دادند که می خواهیم طی ۱۰۰ روز وضعیت اقتصادی دولت را درست کنیم،  نسبت به مسائل آگاهی کافی نداشتند؟

این درست نیست که در زمان کاندیداتوری وعده‌ی سر خرمن بدهید و با در دست گرفتن افسار دولت  مشکلات را بر گردن دیگران بیاندازید. به قول یکی از دوستان، کم مانده بود آتش گرفتن ساختمان پلاسکو را هم به دولت دهم نسبت دهند! اگر بخواهید می‌توانم آمار و ارقامی را به شما ارائه دهم که ثابت می کند آقای روحانی در زمان مناسبی کشور را تحویل گرفتند.

 

- اما شواهد امر بر خلاف آمارها به گونه ی دیگری گویای شرایط آن زمان بودند. برای مثال دلار 4 هزار تومانی که در دولت احمدی نژاد تجربه شد و تا مدتی بر روی 3800 تومان ثابت شده بود را چگونه توجیه می کنید؟

- این نرخ‌ها در آن بازه چند روز بیشتر دوام نیاورد، نرخ ارز بالای ۴۰۰۰ تومان و تثبیت آن در حد ۳۸۰۰ تومان، مربوط به دوره آقای روحانی است.

کمااینکه این‌گونه القا شد که در زمان احمدی نژاد  همیشه نفت ۱۴۰ دلار فروخته شد، در حالی که نفت ۱۴۰ دلاری هم چند روز بیشتر دوام نداشت. در واقع برخی منتقدان احمدی‌نژاد که اتفاقا هنر آنها در کار رسانه‌ای است تلاش کردند اوضاع را به گونه ای جا بیاندازند که در کل دولت قیمت نفت ۱۴۰ دلار بوده است. اما واقعیت این است که درآمد ریالی دولت روحانی از نفت در سه سال اول فعالیت، با چهار سال دوران دولت دهم برابری می کند.

بسیاری از این آمارها هم منتشر شده است. در خصوص آمارهای واقعی بنده سه ماه پس از تغییر دولت در برنامه پایش به آن‌ها پرداختم. اگر این آمارها درست نبود باید در همان زمان واکنش نشان داده می‌شد که نشد. به عنوان یک معلم اظهار می کنم اگر قرار است کار رسانه‌ ای انجام دهیم این کار را با استفاده از آمارهای رسمی کشور انجام دهیم.

برای مثال شاید شنیده باشید که گفته اند خزانه کشور از دولت دهم خالی تحویل گرفته شد. سوال من اینست سال ۹۱ دخل و خرج و بودجه دولت چقدر و این رقم در سال ۹۲ چقدر بوده است.

سال ۹۱ کل پرداختی های دولت ۱۰۴ هزار میلیارد تومان بوده است و سال ۹۲ برابر ۱۴۸ هزار میلیارد تومان . آیا ممکن است که خزانه خالی باشد و چنین رشدی در پرداختی های دولت یازدهم صورت گرفته باشد؟ با این حال بسیاری بر این باورند که دولت از کمبود منابع رنج می برد.

پرداخت های دولت در سال ۹۴ برابر ۲۰۴ هزار میلیارد تومان بوده در حالی که در سال 91،  ۱۰۴ هزار میلیارد تومان بوده است، آیا این رشد ۱۰۰ درصدی رشد بالایی به شمار نمی رود؟

حال بپردازیم به مقوله ی نقدینگی که بسیار مورد توجه رسانه‌ها است. آن رسانه‌هایی که انتقاد می‌کردند نقدینگی در دوران احمدی نژاد به شکل بی‌رویه‌ای رشد کرده و از ۹۰ هزار میلیارد تومان به ۴۶۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. یا حتی می‌گفتند که در طول تاریخ، نقدینگی ۹۰ هزار میلیارد بوده و در دولت احمدی نژاد به تنهایی ۳۷۰ هزار میلیارد تومان رشد کرده است، چرا اکنون که رقم نقدینگی سه برابر شده است و به هزار و ۲۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است، حرفی نمی‌زنند.

پرداختی‌های دولت یازدهم بیش از ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است، نقدینگی حدود ۲۰۰ درصد افزایش پیدا کرده‌است. حال باید این پرسش را مطرح کرد که این تنگناها و کمبودها کجاست؟

در بحث واردات، در این دولت نسبت به دولت قبل به طور متوسط واردات از چین دو برابر شده است.

در سال ۹۲ آمار و ارقام اعلام شود ما باید  دولت دهم را با خودش مقایسه می‌کردیم، اما هم اکنون به استناد این آمار می توان دولت دهم را با دولت یازدهم مقایسه کرد. وقتی خود را با این دولت مقایسه می‌کنیم سر خود را بالا نگه می داریم. خاطرمان باشد که در آن دوران هیچ سانتریفیوژی هم تعطیل نشد.

هم اکنون رشد اقتصادی کم شده، نقدینگی حدود ۲۰۰ درصد افزایش داشته و منابع مالی دولت بیش از 1۰۰ درصد افزایش یافته است اما باید پرسید که آیا چرخ عمرانی پروژه های کشور در حال حاضر بهتر می چرخد یا در دولت گذشته؟ سوال من این است چند پروژه در دولت  حاضر می توان نام برد که در این دولت شروع شده و به اتمام رسیده باشد؟ یا این سوال مطرح است که پروژه‌هایی که هم اکنون به سرانجام می رسند تا چند درصد در دولت قبل پیشرفت داشته‌اند؟

برای مثال پروژه‌های پارس جنوبی در دولت دهم بالای ۹۰ درصد پیشرفت داشتند اما پس از گذشت سه سال از دولت یازدهم به آهستگی  در حال افتتاح‌اند. اینها واقعیت‌هایی است که باید به مردم گفته شود.

 

- نظرتان در مورد  یارانه های نقدی چیست؟ یارانه هایی که از دولت احمدی نژاد به دولت روحانی رسید باعث شد دولت به میزان زیادی در مضیقه قرار گیرد و حتی وزیر اقتصاد از آن به عنوان مصیبت عظمای دولت یاد می کند ،  دولت را با مشکلات زیادی مواجه ساخته است؟ و یا مسائل پیش آمده پیرامون اختلاسهای شکل گرفته در دولت دهم و یا مسائل مرتبط با بابک زنجانی و ...؟

- پرداخت یارانه‌های نقدی به مردم مصیبت عظماست یا پرداخت حقوق‌های نجومی؟ آن‌چه را که شما با عنوان اختلاس 3 هزار میلیاردی یاد می‌کنید مشخص شد تخلف بانکی بوده‌است. ضمن آن‌که ریالی از آن به مقامات دولت قبل ربط نداشته‌است. اما سوال من اینست که حقوق های نجومی در جیب چه کسانی رفته است؟

 

- اما حقوق های نجومی اتفاقی نیست که یک شبه رخ داده باشد و مشکلی است که ریشه در قوانین وضع شده در دولت های قبل دارد،  این را چگونه ارزیابی می کنید؟

- بنده با شما موافق نیستم، اتفاقاً حقوق های نجومی  یک شبه و در دولت حاضر اتفاق افتاد و به هیچ وجه به دولت دهم بر نمی‌گردد. بنده به عنوان وزیر سابق اقتصاد پیشنهاد می‌دهم در مناظره‌ای، هر وزیر با وزیر مشابه خود در دولت قبل به ارائه دریافتی‌‌های خود بپردازند، رئیس جمهور حاضر با رئیس جمهور سابق نیز دریافتی‌‌های خود را اعلام کنند، و یا معاونین رئیس جمهور و معاونان وزرا.

وزارتخانه‌ای که حقوق پرداختی به معاونانش به طور متوسط کمتر ۱۲ میلیون تومان در ماه بوده است در عرض دو سال به بالای ۴۰ میلیون تومان در ماه رسیده‌است، این ها را چه کسی بایستی پاسخگو باشد.

 

- برگردیم به بحث یارانه‌ها؛ بسیاری از صاحبنظران اقتصادی در آن دوران معتقد بودند پرداخت یارانه ها کار درستی نبوده است. به نظر شما این طرح درست اجرا شده است؟ در واقع پرداخت پول نقد به افرادی که خارج از کشور بوده و یا افرادی که نیازمند نبوده اند آیا شیوه ی درست این کار بوده است؟

 

- توجه داشته باشید هدفمندی یارانه ها یک قانون بود و باید اجرا می‌شد. حال سوال من اینست در سال جاری و یا سال گذشته میزان یارانه هایی که دولت پرداخت کرده ازدرآمدهای ناشی از اصلاح قیمت حامل‌ها و سایر منابع بیشتر بوده یا کمتر بوده است؟

امسال مرکز پژوهش های مجلس مبلغ منابع حاصل از هدفمندی یارانه ها را ۸۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده است، در حالی که کل پرداختی یارانه ها به ۴۰ هزار میلیارد تومان هم نمی رسد. سال گذشته نیز منابع مربوط به هدفمندی حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان بوده است.  بنابراین امروز دولت بر سر سفره هدفمندی یارانه‌ها نشسته است و بخش عمده ای از مسائل خود را سر این سفره حل می کند! یعنی تراز هدفمندی یارانه ها کاملا مثبت است. به علاوه اگر هدفمندی یارانه‌ها طرح ناموجهی بود، چرا آن را حذف نمی‌کنند؟

دولت یازدهم با بیان اینکه پول دادن به مردم مناسب نیست بحث سبد کالا و ارائه کالا به مردم را پیشنهاد کرد، چرا این طرح ادامه داده نشد؟ بالاخره برای جبران اثر افزایش قیمت حامل‌های انرژی، باید به مردم یا پول داده شود یا کالا؛ در حالی که آقای روحانی وعده ارائه کالا به مردم را داده بود چرا این طرح هم اکنون ادامه نیافته است؟

سوال دیگری که مطرح می کنم این است که در دولت یازدهم چه برنامه ی اقتصادی در تقابل با برنامه های دولت دهم انجام شده است؟ باید گفت هیچ برنامه‌ای.

وقتی حرف از دولت دهم می زنیم بحث اجرای سیاستهای اصل ۴۴، سهام عدالت، هدفمندکردن یارانه ها،  مالیات بر ارزش افزوده، مسکن مهر و غیره به ذهن خطور می کند. حالا بگویید در دولت یازدهم کدام اقدام  صورت گرفته است؟ آیا سبد کالا بوده است؟ یا حقوق‌های نجومی؟

برخی اعضای دولت می‌گویند سکوی حقوق های نجومی در دولت دهم ساخته شد، بسیار خوب، اما ما که از این سکوها به نجوم نپریدیم. اگر چنین اتفاقی افتاده بود باید منتشر شود.

ولی آنچه عیان است این است که دولت یازدهم از این سکو پرید، سکویی که خودشان ساخته‌بودند. حتی من به صراحت می گویم  مقوله حقوق های نجومی به شکل شفاف گفته نشد، حتی دیوان محاسبات به صراحت گزارش نداد. البته گزارش هایی در جاهای دیگر گفته شده‌است.

یا بحث مطرح شده مبنی بر این که در دولت دهم واگذاری ها به شبه دولتی ها صورت گرفته؛ آیا هم اکنون هیچگونه واگذاری صورت می گیرد؟ خیر. حتی چند واگذاری هم که صورت گرفت به همان شبه دولتی‌ها بوده است. در واقع باید عملکرد دو شخص را نسبت به هم بررسی کرد نه جداگانه.

 

- در بحث یارانه ها می خواهیم دفاع جنابعالی را از طرح هدفمندی و مخصوصا پرداخت یارانه نقدی در آن دوران بشنویم. شکی نیست که اگر از آن دوران  تا کنون این طرح به درستی اجرا می‌شد طرح بسیار مناسبی به شمار می رفت، اما پرداخت یارانه ی نقدی به ثروتمندان و دهک های بالای جامعه و حتی ایرانیان خارج از کشور چه سودی برای کشور داشت؟

هدفمندی یارانه‌ها دارای چند هدف بود. یکی از این اهداف کاهش رشد مصرف انرژی بود می‌دانید که این سیاست منجر به کاهش میزان مصرف انرژی شد. مورد بعدی این است که هدفمندی یارانه ها منجر به بهبود توزیع درآمد در کشور شد. با استناد به شاخص ضریب جینی و شاخص های اتکینسون و تایل که محققین مرکز آمار ایران و بانک مرکزی محاسبه می‌کنند توزیع درآمد با اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها، به نحو چشمگیری بهبود پیدا کرده و جالب است بدانید که این روند از سال ۱۳۹۳ به بعد تغییر کرده‌است، همچنین شاخص رفاه در دوره‌ی هشت ساله دولت احمدی نژاد بهبود یافته است و متأسفانه در سه ساله گذشته کاهش یافته‌است.

برای این که تغییرات رفاهی اندازه‌گیری شود باید به دومولفه توجه کنیم؛ یکی درآمد سرانه به قیمت ثابت و دیگری توزیع درآمد است؛ که آمارها نشان دهنده این است که پس از هدفمندی یارانه ها با چه شیبی بهبود یافته است. و متأسفانه با تغییر دولت، از سال ۹۳ معکوس شده است.

نکته جالب دیگر این است که اگر نفت را از این شاخص‌ها خارج کنیم باز وضعیت رفاه اجتماعی در دولت‌های نهم و دهم بهتر جلوه‌گر خواهد شد. در صورت محاسبه شاخص تغییرات رفاهی که  توسط «آمارتیا سن» ارائه ‌شده‌است، بهبود رفاه اجتماعی بدون در نظر گرفتن درآمدهای نفتی، بیشتر است. من جزئیات این آمار و ارقام را در پایگاه اطلاع رسانی خود منتشر کرده ام.

هدفمندی سبب شد جلوی افزایش رشد مصرف نرخ انرژی گرفته شود و از طرف دیگر باعث شده‌بود بهبود توزیع درآمد هم محقق شود. امروز زمانی که ما راجع به هدفمندی صحبت می‌کنیم باید گفت دولت از محل هدفمندی مازاد درآمد دارد اما با آن برخوردی سیاسی شد. و این برخورد سیاسی باعث شد زمانی که کشور در تحریم قرار گرفت (که پیش از این ۲ بار سابقه‌ی تحریم در کشور داشتیم)، برخی افراد سعی کنند تا مسائل و مشکلات را به هدفمندی نسبت دهند.

 

- یعنی اگر باز هم به گذشته برگردید با هدفمندی و یارانه نقدی موافق  خواهید بود؟

صد در صد. امروز در سال  ۹۵ نسبت به پرداخت یارانه نقدی در مقایسه با سال ۸۹ بیشتر اعتقاد دارم. توجه کنید که اگر ما یک سیستم اطلاعاتی دقیق داشتیم  که بسیار خوب بود ولی با توجه به شرایط آن زمان  چنین سیستمی در اختیار ما وجود نداشت.

اگر برگردیم به صحبت های همکارم جناب آقای طیب نیا حدود سه ماه پیش در سمنان، میبینیم که ایشان بعد از سه سال دوباره صحبت از خطا در حذف برخی یارانه بگیران به میان می‌آورند.

یا می‌توان مثال دیگری زد؛ جناب آقای روحانی و کابینه او معتقد بودند که از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردارند و با این سرمایه اجتماعی بالا کمپین انصراف از دریافت یارانه‌ها را راه انداختند اما در عمل شاهد نتیجه مطلوب نبودیم و آمار ثبت نامی ها حتی از گذشته هم بیشتر شد.

حتی خود آقای روحانی  گفت من از فهرست یارانه بگیران انصراف می‌دهم و کمپینی راه افتاد که از قضا افراد مرفه اعلام کردند از دریافت یارانه ها انصراف می‌دهند. در این میان یکسری از افراد به خود آمدند و گفتند چرا ما تا کنون نسبت به دریافت یارانه اقدام نکرده‌ایم؟

نمی‌توان مسائلی از این دست را با آزمون و خطا اجرا کرد. مباحث مشابه برای ذکر کردن بسیار است. ای کاش مسائل را از دیدگاه ملی نگاه کنیم نه دیدگاه صرفا سیاسی؛ اگر از نگاه ملی به قضیه نگاه می کردیم در آن زمان هم آن افراد مرفه نباید یارانه می‌گرفتند و نباید به این نگاه می‌کردند که اداره کشور دست چه کسی است. اگر سیاست هدفمندی یارانه‌ها به نفع مردم است و به نفع کشور است و اگر صلاح در این است که کسانی که از توانایی مالی برخوردارند یارانه دریافت نکنند چقدر زیبا بود که از ابتدا یارانه نمی‌گرفتند. اینکه در یک دوره یارانه را دریافت کنند و زمانی که دولت را در اختیار گرفتند بگویند ما دیگر یارانه نمی گیریم و شما هم نگیرید، غلط است و باعث می‌شود عده‌ای با خود بگویند حال که ما تا کنون یارانه دریافت نمی‌کردیم باید از امروز نسبت به دریافت آن اقدام کنیم.

 

- نگاهی داشته باشیم به تحلیلی که صندوق بین المللی پول در آن دوران از اقتصاد کشور داشته است و اظهار کرد که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، اقتصاد ایران دچار بیماری هلندی شده است و تورمی هم که در آمار ها وجود داشت بیش از 40 درصد را نشان می داد و سپس دولت روحانی کشور را از تورم 40 درصدی به تورم تک رقمی رساند. حال شما به عنوان سکان دار اقتصاد در آن دوره بفرمایید  این بحث تورم و بیماری هلندی ایجاد شده چه تبعاتی برای کشور به همراه داشته است؟

- من سوال شما را اینگونه جواب میدهم که آیا ما کاهش تورم را یک دست آورد سیاستی می بینیم یا خیر؟

 

- دولت اینگونه می بیند.

- حال می‌خواهم بپرسم که گفته علت عمده تورم در پایان دولت دهم چه بوده است؟ می‌گویند هدفمندی، مسکن مهر و رشد بی‌رویه نقدینگی. در واقع مدعی هستند که در دولت احمدی نژاد بی انضباطی مالی و پولی وجود داشت، ادعا می‌کنند رشد بودجه و نقدینگی زیاد شده و منجر به بیماری هلندی شده است و به قول آن‌ها خلق نقدینگی منجر به رشد تورم شده بود. در ابتدای عرایضم گفتم که رشد اقتصادی در دوران احمدی نژاد به طور متوسط 3.2 درصد بوده است. رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در دولت نهم برابر 6.3 درصد به صورت سالیانه و در دولت دهم برابر 3.5 درصد بوده است که در طول دوران هشت ساله حدود ۵ درصد محاسبه شده است. این رقم در دولت یازدهم چقدر بوده است؟ تنها 0.6 درصد.

رشد اقتصادی با نفت در دولت نهم با احتساب نفت 5.2 درصد بوده است. باید توجه داشت که از ابتدا ما تحریم نفتی بودیم و این بدان معناست که بخش نفتی ما رشد چندانی نداشته است لذا بر خلاف تصور عامیانه، عملکرد دولت احمدی نژاد در زمینه رشد اقتصادی بدون نفت به مراتب بهتر از رشد با احتساب نفت بوده است. در دولت دهم در صورتیکه سال ۹۱ را در نظر نگیریم رشد برابر ۴ درصد بوده است ولی اگر سال ۹۱ را هم لحاظ کنیم این رقم برابر مثبت 1.2 درصد بوده است. و در کل دوران احمدی نژاد رشد اقتصادی با احتساب نفت برابر 3.2 درصد بوده است که این رقم در سه سال اول دولت روحانی برابر 0.3 درصد بوده است.

حال بد نیست نگاهی هم به نقدینگی در دوران احمدی نژاد داشته باشیم که در طول دوران هشت ساله خود به طور متوسط سالیانه، ۲۶ درصد رشد داشته است. پس حداقل رشد اقتصادی برابر 3.2 درصد و رشد نقدینگی برابر ۲۶ درصد بوده است.

اما در سه سال اول دولت آقای روحانی رشد نقدینگی به طور متوسط سالیانه بالای ۳۰ درصد و رشد اقتصادی تنها  0.3 درصد بوده است. تناقضی که به وجود می‌آید این است که  آن‌هایی که مدعی بودند علت اصلی رشد تورم شتاب گرفتن رشد نقدینگی ‌است، بگویند سیاست‌گذاری‌شان چه بوده است که به رغم شتاب گرفتن رشد نقدینگی و کاهش رشد اقتصادی، تورم کاهش یافته‌است؟

من به زبان ساده که قابل فهم برای غیراقتصاددانان هم باشد می گویم که اگر رشد اقتصادی را تحت عنوان «رمق اقتصاد» تعبیر کنیم و تورم را معادل «فریاد اقتصاد» بدانیم، در دولت آقای روحانی رمقی برای اقتصاد نمانده است که فریادی بزند!

البته توجه داشته باشید ارقام تا پایان سال 94 است. زیرا آمار سال 95 به طور کامل هنوز منتشر نشده است. البته این را هم در نظر داشته باشید رشد سال 95 زمانی قابل محاسبه است که اعداد سال 94 وجود داشته باشد و اعلام شود، اگر اعلام نشود چگونه می توان به آمار رشد اعتماد کرد؟

 

-این که تا سال 94 رشد دولت یازدهم برابر 0.3 درصد باشد و در سال 95 به 7.4 درصد برسد را چگونه ارزیابی می کنید؟

- این هم مساله عجیبی است که رشد سال  ۱۳۹۴ توسط بانک مرکزی اعلام نشده ولی آمار رشد سال ۹۵ به صورت لحظه‌ای اعلام می‌شود. ضمن این‌که این اعداد قابل تفسیر هستند. به طور مثال می‌دانید که رشد بدون نفت برای سال ۱۳۹۵، تنها 0.9 درصد اعلام شده‌است. توجه‌کنید در دوره احمدی‌نژاد رشد اقتصادی بدون نفت بیشتر از رشد اقتصادی با نفت بوده‌است. تغییرات رفاه بدون در نظر گرفتن نفت، بهتر از تغییرات رفاه با نفت بوده است اما در دولت آقای روحانی هر چیزی اگر اتفاق افتاده ناشی از رشد نفت است.

حال ممکن است گفته شود که افزایش فروش نفت به برجام بر می‌گردد. سوال اساسی من اینست که پول نفتی که فروخته می شود آیا وارد چرخه ی تجاری کشور می شود؟ اگر وارد می شود چرا هر روز و هر ماه پایه ی پولی در حال افزایش است؟ و چرا دولت برای تامین مخارج خود از بانک مرکزی تامین مالی می کند؟

 

- البته توجیه مسئولین برای رشد نقدینگی، تا حدودی به رسوب نقدینگی در بانک ها و سیستم بانکی کشور نسبت داده می شود.

- این امر دو دلیل عمده دارد، یک دلیل آن برمی گردد به جزء خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی بر حسب ریال. علت آن هم اینست که دولت نفت می فروشد و کمک می کند به تعادل بازار نفت و بالا نرفتن قیمت‌های جهانی، ولی کشور های خریدار نفت دلارها را به صورت مدیریت شده و کنترل شده حتی پس از برجام به ایران می دهند و چون دولت در آن سوی دیگر ماجرا با رشد مخارج جاری مواجه است، برای اداره  کشور نسبت به گرفتن پول از بانک مرکزی اقدام می کند. منتهای مراتب این پول را به شکل استقراض نمی‌گیرد، بلکه دلارهایی را که نتوانسته است دریافت‌کند و به تجار بفروشد به صورت قراردادی به بانک مرکزی می دهد و از بانک مرکزی ریال برداشت می‌کند.

- البته حتما مطلع هستید که دولت یازدهم چند منبع درآمدی سرشار را از دولت دهم به ارث برد. یکی منبع هدفمندی یارانه ها، دیگری مالیات بر ارزش افزوده، اقساط ناشی از واگذاری‌های اصل ۴۴ و حتی اصلاح نرخ ارز، که همه ی این ها منابع خوبی برای دولت به شمار می‌آیند. ولی در حال حاضر دولت یازدهم برای تامین مخارج جاری دستگاه‌هایی چون آموزش و پرورش و بهداشت و درمان در حال انتشار اسناد خزانه است. و این‌ها به صورت غیر‌مستقیم باعث رشد پایه پولی می‌شوند. چون این اسناد خزانه به صورت واسطه توسط بانک ها دریافت می‌شود.

این نکته هم جالب توجه است که رشد مصارف در دولت دهم به طور متوسط سالانه 7 درصد بوده است که در سه سال اول دولت یازدهم این رقم سالیانه برابر 24 درصد می‌باشد که یک فاجعه به شمار می‌رود. کل منابع دولت طی چهار سال دولت دهم 417 هزار میلیارد و در بازه ی سه ساله ی دولت یازدهم 524 هزار میلیارد تومان بوده است. دریافتی بابت واگذاری ها و دارایی های سرمایه ای یعنی نفت طی چهار سال دولت دهم، 194 هزار میلیارد بوده که در سه سال دولت یازدهم به 195 هزار میلیارد تومان رسیده است. یا متوسط رشد سالیانه اعتبارات هزینه ای در دولت دهم در بودجه 11 درصد بوده که در دولت یازدهم تاکنون به 24.7 درصد رسیده است. سهم اعتبارات هزینه ای از مصارف بودجه در دولت دهم 76 درصد و دولت یازدهم تا به امروز 83 درصد بوده است. سهم اعتبارات عمرانی از مصارف بودجه در دولت قبل 23 درصد و در دولت حاضر 14 درصد بوده است. حال با تمام این تفاسیر به کدام دولت می توان نمره‌ی بهتری داد؟

البته توجه داشته باشید تمام ارقام اعلام شده برای دولت دهم، چهار ساله بوده که برای دولت یازدهم این ارقام تا این لحظه سه ساله لحاظ شده است.

حال یک جمع بندی داشته باشیم، در دولت یازدهم در مقایسه با دولت دهم متوسط رشد سالیانه مصارف بودجه از 7 درصد به ۲4 درصد، رشد بودجه جاری از 11 درصد به 25 درصد، رشد نقدینگی از 26 درصد به 30 درصد، رشد اقتصادی از 3.2 درصد به 0.3 درصد رسیده است، در حالی که ادعا می‌شود که تورم به یک سوم تقلیل یافته‌است.

دولت می گوید پول کافی ندارم در حالی که مخارج جاری‌اش از 11 درصد به 25 درصد رشد داشته است! دولت می گوید من انضباط پولی داشته‌ام و از بانک مرکزی برداشت بی رویه نداشته‌ام در حالی که پایه ی پولی از حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان به 154 هزار میلیارد تومان رسیده است! و نقدینگی از 460 هزار میلیارد تومان در پایان سال 1391، در آذر ماه سال 1395 برابر 1200 هزار میلیارد تومان شده است. این ها پارادوکس هاییست که با اعداد و رقم ها حاصل شده است. چه کسی پاسخگوی این تناقض است؟

 

- و این درست است که نقدینگی در بلند مدت تاثیر خود را بر روی تورم هم خواهد گذاشت؟

- بله، نه تنها در بلندمدت نقدینگی بر تورم تأثیر خواهد گذاشت، بلکه در کوتاه مدت هم رکود باعث شده‌است که بنگاه‌ها نتوانند فروش داشته‌باشند و به تعطیلی و ورشکستگی کشیده‌شوند. در شرایطی که چرخ اقتصاد می‌چرخید و سانتریفیوژ هم می چرخید، شرایط این‌گونه بود که اگر شوک ارزی اتفاق می‌افتاد و قیمت‌ها بالا می رفت، در آن سوی قضیه دولت به جای ریخت و پاش و پرداخت نجومی، سعی می کرد به هر طریقی به طبقات آسیب پذیر توجه کند. و معاملات صورت می پذیرفت.

تمام اعداد و ارقام گفته شده هم توسط مراجع معتبری همچون مرکز آمار و بانک مرکزی اعلام شده است که بنده هم در مصاحبه‌های خود آن ها را رسما منتشر کرده‌ام و بر روی سایت هم قرار دارد.

این نکته را هم اعلام می کنم با توجه به اینکه آمار رسمی رشد سال 94 وجود ندارد، زمانی که اعلام می‌شود رشد اقتصادی سال 95 بالاست بدین معناست که در سال 94 رشد اقتصادی بسیار پایین بوده و در واقع منفی بوده است که علیرغم این موضوع بنده در محاسباتم این رقم را برابر صفر در نظر گرفته‌ام که خود نیازمند بحث مفصلی است که در این مجال نمی‌گنجد.

 

- در پایان اگر نکته ای وجود دارد بفرمایید؟

- من امیدوارم سال 96 سال گشایش در امور باشد، مهم نیست چه کسی رییس جمهور باشد، مهم اینست که سال 96 سالی پر از خیر و برکت برای مردم باشد. ما وقتی در حال مصاحبه با رسانه‌ها هستیم طبیعی است که شما ما را به وجد آورید و سوال‌هایی مطرح می سازید که ما هم مجبوریم نکات دردآوری را بازگو کنیم. اذعان به ناکامی‌های اقتصادی دولت یازدهم بدان معنا نیست که ما از وضع موجود خرسند هستیم. ای کاش همانطور که گفته بودند بعد از 100 روز می دیدیم که وضع مردم بر اساس جیبشان بهتر شده است. ای کاش واقعا در سال 95 که گفته می‌شود در حال عبور از رکود هستیم وقتی به خیابان ها می رفتیم شاهد نشاط و سرزندگی بیشتر مردم بودیم.

برای همه‌ی مردم عزیز به ویژه خوانندگان این مصاحبه آرزو می کنم که سال 96 سال رونق باشد، زیرا بیش از آنکه دغدغه داشته باشیم چه کسی رییس جمهور است باید دغدغه بهبود اوضاع را داشته باشیم.

همچنین امیدوارم فضای عمومی رسانه‌ای کشور هم به این سمت برود که به جای اینکه در گرد و غبار بلند شده استنشاق کند، بتواند از یک سری تجهیزات استفاده کند که پشت گرد و غبار را ببیند و دقیق تر و شفاف تر به اوضاع نگاه کند.